نمی دانم

نمی دانم
آبان است
یا شهریور
اصلا حال این هوا خوش نیست
دلم می سوزد برایش دیوانه شده
هی بغض می کند هی طوفانی می شود اما بگمانم دلش برای دستان جدا از هم می سوزد بغض جمع شده در گلویش را قورت می دهد
تا نکند بشکند
ببارد
خیس کند،
سرد شود و بعضی ها را سرما دهد حالِ هوا دیوانه وار به نفع کسانی ست که این فصل بی یار قدم می زنند دستهای خالیشان را در جیب های جینشان می کنند و لباسِ گرم نمی پوشند شاید که تب تنهایی را به گردن هوای پاییزی و این آبان بیندازند
حالِ هوا دیوانه است
#پریناز_ارشد
دیدگاه ها (۱)

صدای پای تو هر شب تا نزدیکی اتاقم می آیدانگار کسی در را کمی ...

گفت "مـرادوست دارد"و ناب ترین شـــراب جهان همنمی توانست تا ا...

شب ها عجیب با خیال تو هم آغوش می شوم آنقدر که بوسیدنت تمامی ...

کاش میشد این بار، شعر ها از من برای تو بنویسند. شاید آنها وا...

پارت ۱۴- *نگهبان ها درست از زیرمان می گذرند*÷هی دازای این پا...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝕻𝖆𝖗𝖙 2با باز کردن پوسته دستم و روی دهنم گذاشتم تا صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط