با حوصله ی تنگ و دل سنگ چه سازم ؟

با حوصله ی تنگ و دل سنگ چه سازم ؟

با دوست پریشانم و بی دوست پریشان




#علیرضا_بدیع
دیدگاه ها (۱۳)

تو از چشمهایم حرف میزنی، من اما نگاهم به دستان توست ، بی تاب...

نخواه چشــم ببندم به روی رفتن توکه وقت رفتن جان، چشم باز می‌...

تو اجابت دعای پیرزن نابینایی هستیکه وقتی گوشه چادرش را گرفتم...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان دارد زبانِ عاشقان چَشم است ...

منم دل تنگمدل تنگ تودل تنگ بغلت دل تنگ بوت دل تنگ خنده لثه ا...

مروح کن دل و جان را دل تنگ پریشان را گلستان ساز زندان را بری...

تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبد...هر تنگ حوصله را طاقت این طوف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط