P2
پرش به ساعت 3 صبح/شب:
وقتی جیمین اومد خونه من بیدار بودم و داشتم واسه هفته بعدم آماده میشدم (داشته میرقصیده) صدای در اومد آهنگم رو قطع کردم و رفتم پیش جیمین ایییییییییییی لباسش بو الکل میداد ولی خداروشکری اونقدر مست حبود و میتونستم با کتک زدنش درستش کنم
مینجی:اوپا اومدی
جیمین:......
مینجی:اوپا؟
جیمین:.......
مینجی:اوپااااااااا(زد تو گوشش)
جیمین:هان بله من کجام؟اینجا کجاس؟
مینجی:😐:/
جیمین:عه سلام، بی ادب چرا میزنی تو گوشم!😒
مینجی:چون مست بودی.حالا برو بخواب
جیمین: :| باشه
جیمین رفت خوابید منم رفتم رو کاناپه تو اتاق جیمین خوابیدم
پرش به7 صبح:
بیدار که شدم دیدم رو تخت جیمینم اون از پشت دستش رو دورم حلقه کرده بود جلو دهنم رو گرفتم که جیغ نزنم و موفق شدم هووووووف یه خورده تکون خوردم و جا به جا شدم که دیدم جیمین بیداره یهو هردومون باهم جیغ زدیم که جیمین پرت شد زمین خندم گرفته بود😂
مینجی:(در حال خندیدن)یاع یاع یاع😂😂😂
جیمین: آیییی بیشعور نخند بیا کمکم تا دیسک کمر و گردن و همچی رو با هم نگرفتم آخخخخخ
ادامه دارد...
وقتی جیمین اومد خونه من بیدار بودم و داشتم واسه هفته بعدم آماده میشدم (داشته میرقصیده) صدای در اومد آهنگم رو قطع کردم و رفتم پیش جیمین ایییییییییییی لباسش بو الکل میداد ولی خداروشکری اونقدر مست حبود و میتونستم با کتک زدنش درستش کنم
مینجی:اوپا اومدی
جیمین:......
مینجی:اوپا؟
جیمین:.......
مینجی:اوپااااااااا(زد تو گوشش)
جیمین:هان بله من کجام؟اینجا کجاس؟
مینجی:😐:/
جیمین:عه سلام، بی ادب چرا میزنی تو گوشم!😒
مینجی:چون مست بودی.حالا برو بخواب
جیمین: :| باشه
جیمین رفت خوابید منم رفتم رو کاناپه تو اتاق جیمین خوابیدم
پرش به7 صبح:
بیدار که شدم دیدم رو تخت جیمینم اون از پشت دستش رو دورم حلقه کرده بود جلو دهنم رو گرفتم که جیغ نزنم و موفق شدم هووووووف یه خورده تکون خوردم و جا به جا شدم که دیدم جیمین بیداره یهو هردومون باهم جیغ زدیم که جیمین پرت شد زمین خندم گرفته بود😂
مینجی:(در حال خندیدن)یاع یاع یاع😂😂😂
جیمین: آیییی بیشعور نخند بیا کمکم تا دیسک کمر و گردن و همچی رو با هم نگرفتم آخخخخخ
ادامه دارد...
- ۱۷۹
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط