اسم بازیگران زندگی
اسم : بازیگران زندگی
part31
(ویو ا.ت)
رفتیم توی ماشین
ا.ت : چی میگی چه جشنواره ای
جونگکوک : نمیدونی جشنواره چیه؟
ا.ت : خیلیم خوب میدونم جشنواره چیه منظورم اینه که چرا برای جشنواره ی زوجی گفتی میای؟وایسا ببینم...نکنه دوست دختر داری؟(با لبخند شیطانی)
جونگکوک : آره یدونه دارم
ا.ت : واقعا (لبخند)
جونگکوک : آره
نمیددنم چرا احساس میکنم یکم از وجودم ناامید شد ولی بیشتر وجودم خوشحال بود
ا.ت : دوست دخترت ناراحت نمیشه که با من رفتی مراسم؟
جونگکوک : نه خودش خبر داره
ا.ت : میتونم یه روز ببینمش؟
جونگکوک : باشه هماهنگ میکنم، ولی دختره خیلی خوشگله اون یه کارمندی بود توی شرکتم و من خیلی اذیتش میکردم
ا.ت : واقعا ؟ پس حتی به دوست دخترت هم رحم نکردی
جونگکوک : فقط اذیت میکردم
ا.ت : اذیت کردن تو عذابه
جونگکوک : که این طور خانوم شین
ا.ت : بله که این طور
جونگکوک : باشه منم بیشتر اذیتت میکنم
ا.ت : جرئتش رو نداری
جونگکوک : واقعا؟
جونگکوک ماشین رو روشن کرد و پاشو گذاشت رو گاز
ا.ت : هیی تروخداااا اروم برووو
جونگکوک : چرا؟
ا.ت : هر کاری بگی میکنم لطفا فقط آروم برو
جونگکوک یهو آروم رفت...وایی خدا این چی بود گفتم کاشکی نمیگفتم خداااااااا
جونگکوک : هرکاری؟
ا.ت :...هوم
جونگکوک : خودت الان گفتی
ا.ت : فکر کنم اشتباه شنیدی
جونگکوک : ماشین من ضبط کننده داره میخوای گوش بدی؟
ا.ت : نه نه نه...باشه قبول میکنم اینو گفتم اما...
جونگکوک : از همین حالا هرکاری گفتم رو انجام میدی
ا.ت : چی!
جونگکوک : میخوای انکارش کنی؟
ا.ت : ن...ه
جونگکوک : خوبه
...
ادامه دارد🦋🕸
part31
(ویو ا.ت)
رفتیم توی ماشین
ا.ت : چی میگی چه جشنواره ای
جونگکوک : نمیدونی جشنواره چیه؟
ا.ت : خیلیم خوب میدونم جشنواره چیه منظورم اینه که چرا برای جشنواره ی زوجی گفتی میای؟وایسا ببینم...نکنه دوست دختر داری؟(با لبخند شیطانی)
جونگکوک : آره یدونه دارم
ا.ت : واقعا (لبخند)
جونگکوک : آره
نمیددنم چرا احساس میکنم یکم از وجودم ناامید شد ولی بیشتر وجودم خوشحال بود
ا.ت : دوست دخترت ناراحت نمیشه که با من رفتی مراسم؟
جونگکوک : نه خودش خبر داره
ا.ت : میتونم یه روز ببینمش؟
جونگکوک : باشه هماهنگ میکنم، ولی دختره خیلی خوشگله اون یه کارمندی بود توی شرکتم و من خیلی اذیتش میکردم
ا.ت : واقعا ؟ پس حتی به دوست دخترت هم رحم نکردی
جونگکوک : فقط اذیت میکردم
ا.ت : اذیت کردن تو عذابه
جونگکوک : که این طور خانوم شین
ا.ت : بله که این طور
جونگکوک : باشه منم بیشتر اذیتت میکنم
ا.ت : جرئتش رو نداری
جونگکوک : واقعا؟
جونگکوک ماشین رو روشن کرد و پاشو گذاشت رو گاز
ا.ت : هیی تروخداااا اروم برووو
جونگکوک : چرا؟
ا.ت : هر کاری بگی میکنم لطفا فقط آروم برو
جونگکوک یهو آروم رفت...وایی خدا این چی بود گفتم کاشکی نمیگفتم خداااااااا
جونگکوک : هرکاری؟
ا.ت :...هوم
جونگکوک : خودت الان گفتی
ا.ت : فکر کنم اشتباه شنیدی
جونگکوک : ماشین من ضبط کننده داره میخوای گوش بدی؟
ا.ت : نه نه نه...باشه قبول میکنم اینو گفتم اما...
جونگکوک : از همین حالا هرکاری گفتم رو انجام میدی
ا.ت : چی!
جونگکوک : میخوای انکارش کنی؟
ا.ت : ن...ه
جونگکوک : خوبه
...
ادامه دارد🦋🕸
- ۳.۹k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط