وقتی زلیخا از حضرت یوسف (ع) تقاضای کامجویی کرد،

وقتی زلیخا از حضرت یوسف (ع) تقاضای کامجویی کرد،

قبل از این کار پارچه ای برداشت و بر روی خدایش (بت) انداخت و گفت:

دیگر خدا نمی بیند؛ و از خدایش هم عذر خواهی کرد.



زلیخایی که بت پرست است از یک سنگی به دست تراشیده حیا کرد

و پارچه ای بر روی آن نهاد که گناهی را که انجام می دهد خدایش نبیند

و حیای بین خود و خدایش (بت) را حفظ نمود.

ولی بعضی از ما یادمان رفته است که عالم محضر خداست؛

و چه راحت حیای بین خودمان و خدایمان را از بین بردیم

و از هیچ گناهی در مقابلش چشم پوشی نکردیم،

از گفته هایش چه راحت عبور کردیم و چه راحت حضورش را نادیده گرفتیم

در حالی که امام حسین علیه السلام فرمود:

عمیت عین لا ترک علیها رقیبا(1) (خداوندا کور باد چشمی که تو را نبیند)

خداوندی که فرمود:

حجاب بگیرید از نامحرم و خودتان را بپوشانید؛

ولی نمی دانم چرا بعضی ها حجاب را گرفتن اما......

نه در مقابل نامحرم بلکه در برابر خداوند، حجابی بین خودشان و خدایشان گرفتند

که سال ها آن حجاب از خدا دورشان کرد.


❤اللهم عجل لولیک الفرج♥
دیدگاه ها (۵)

وقتی زلیخا از حضرت یوسف (ع) تقاضای کامجویی کرد، قبل از این ...

پروردگارم!قاضی توییکمک کن هیچ وقت قضاوت نکنیم ...خوب یاد گرف...

بسم الله الرحمن الرحيم قسمت سوم :ممکن است حتی رگه‌های طلا، ...

بسم الله الرحمن الرحیمسلام علیک دوستانمیخوام این بحث رو بگم ...

مشاهدات پیامبر اکرم در معراج پیراموندر بحارالانوار روایت می ...

شاید ۲۰ سال پیش کسی به مخیله‌اش هم نمی رسید روزی در خیابانها...

خوندنش و کپی اجباری...️شاید ۲۰ سال پیش کسی به مخیله‌اش هم نم...

شاید ۲۰ سال پیش کسی به مخیله‌اش هم نمی رسید روزی در خیابانها...

چند پارتی: نام:"پالت رنگه,دنیایه من" شرط:¹²⁵ کامنت,🌙💛

Royal Veil — Part 3: سایه‌ای از مهربانی---از این به بعد (علا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط