قدری آهستهدلم پشت غزل جامانده

قدری آهسته...دلم پشت غزل جامانده
دلِ حساس ،دلِ خسته ،دلِ وامانده

می دوی تند ،جوانی و ندارد نفسی
دلِ از تاب و تب افتاده و تنها مانده

جریان داری و تقدیر و قضا یار تواند
دل من ماهیِ دور از لب دریا مانده

روبروی تو درِ باغ خدا بازاست و ...
دل من دردل خشکیده ی صحرا مانده

قدری آهسته که دیدار تو حتی از دور
دردلم آتش عشقی ست که برپا مانده

قدراین یک غزل ای کاش کنارم باشی
می روی..سخت نگیر..سهم تو فردا مانده
دیدگاه ها (۱)

خوشا به بختِ بلنـــــدم که در کنار منیتو هم قرار منی هم تو ب...

نیازت راز پنهان قلبم شد تا در سکوت واژه های بیقراری درتنگنای...

دارم به هوای بودنت می میرمدرچشم تو می خورد رقم تقدیرمبی حو...

نیامدم که بخواهم کنار من باشیمیان این همه بیگانه یار من باشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط