ازدواج اجباری

ازدواج اجباری
p⁷
ته ویو
بهش زل زده بودم دلم خیلی میخواست نوازشش کنم نتونستم خودمو کنترل کنم و دستم بردم لای موهاش
ته : چقد قشنگه ای کاش عاشقم بود
راوی (آقا خودمم)
از هم فاصله داشتن تهیونگ‌ یه گوشه تخت بود و ا/ت یه گوشه دیگه تهیونگ نتونست فاصله بینشون و تحمل کنه
ا/ت و به سمت خودش کشید ا/ت و تو بغلش فشرد و سرشو بوسیدو گفت
ته : بهت قول‌ میدم عاشقم شی بیبی گرل
بعد اونو تو بغلش محکم تر از قبل فشرد و چشماش و رو هم گذاشت
ا/ت ویو
با برخورد نور خورشید به چشمام چشمام و باز کردم و دیدم تو بغل تیهونگ بودم
ا/ت : یعنی من خودم رفتم‌ تو بغلش یا خودش منو بغل کرد
ته : خودم بغلت کردم (خنده)
ا/ت : عوضی کی بهت گفت به من دست بزنی
ته : تا جایی که میدونم من شوهرتم پس حق هرکاری رو دارم عومممم ( نیشخند )
ا/ت : اععع باشه مستر کیم (حرصی)
ته ویو
از رو تخت پاشد و رفت به سمت در اتاق رفت و در و باز کرد بعدم رفت بیرون در و محکم بست
ته : کیوت (خنده)
از رو تخت پاشدم و سمت کمد رفتم و یه تیشرت مشکی و شلوار جین برداشتم امروز شرکت نمیرم چون تو خونه یه سری کار دارم لباسا رو روی تخت گذاشتم و سمت حمام رفتم دوش و باز کردم و رفتم زیرش آب گرم مث آرامبخش عمل می‌کرد و لذت بخش بود
دیدگاه ها (۳۳)

آقا شما اصن‌ فیکامو نه لایک میکنین نه کامنت میزارین ازین به ...

𝑀𝓎 𝒷𝓁𝑜𝑜𝒹𝓎 𝓂𝒶𝒻𝒾𝒶p⁷ مینسو ویو به سمت اتاق جیمین میرفتم و همینط...

ببینین‌چه‌ادمین‌خوبی‌عم‌فیک‌یون‌یونم‌نوشتم‌اگه‌لایک‌نکنین‌نم...

نظرتون چیه یه فیک‌ از یون یون بنویسم خون آشامی عوممممم😁هر کی...

فیک ته وقتی از سفر کار میاد و....*تکپارتی*+ داشتم توی آشپزخو...

ویو کوکبعد ۴ ساعت بلاخره اومدم خونه که دیدم ا/ت نیست و دوتا ...

ولی متاسفانه ا/ت کار خودش رو کرده بودجیمین سریع ا/ت رو با دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط