#پست

#پست
واااقعا چی شد که به اینجا رسیدیم؟؟؟
چی شد که به یکی انقدر بهاء دادیم که آرامشه زندگیمونُ گرفت
چی شد که خودمونُ لو دادیم؟؟؟ که اگر نداده بودیم شااااااید بود
چی شد که اختیار خورد کردنمون رو دادیم بهش
چی شد خودمون رو باختیم
چی شد که فکر کرد برندس
چی شد که شبامون رنگه دیگه ایی گرفت
اصلا چی شد که فکر کردیم یکی با بقیه فرق داره
چی شد که این شد؟؟؟
دیدگاه ها (۹)

لبخند قاتلپارت³⁸ویو سلینصبح زودتر از همیشه بیدار شدم.اما تما...

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

📖 رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت شانزدهم: آرامشِ ...

ازدواج اجباری part : 10 همه تو حال نشسته بودیم که صدای زنگ د...

پارت ۲۴ چند روز بعد، رابطه‌ی من و تهیونگ دوباره وارد مرحله‌ی...

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط