( استاد جذاب من) )ლ( پارت 39 `ლ
( استاد جذاب من) )ლ( پارت 39 `ლ
اسلاید ۲ ات
دختر صاف ایستاد دستشو از رویه شونه جیمین برداشت
انگشت اشاره اش را سمته جیمین گرفت با حالت مستی گفت ات : شما از داشتن همچین شاگردی مثله من خجالت میکشی ...... بین حرف هایش خنده ای نمود و دوباره ادامه داد .....منو دوستت معرفی کردی جیمین ..
جیمین : فکردم شاگردم معرفیت کنم خجالت بکشی و نخواهی بقیه بدونن
دختره پوزخند صدا داری زد و یقه پیرهن آبی پسره رو در دستانش گرفت با چشم های خمار بهش زول زده بود پسره شوکه ایستاده بود تا حالا از آن دختر همچین رفتاری ندیده بود با کشیده شدن سمته دختره از تعجب چشم هایش گرد شدن ات لب هایش را گذاشت رویه گردنه جیمین با لذتی اون پوست سفید و نرم گردن آن پسر را بین لب هایش گرفته بود جوری که مطمئن بود رنک سفید گردنش تبدیل به آبی میشد جیمین با حالت شوک گفت جیمین : هی گانگ ات داری چیکار میکنی
دختره بعد از مدتی از جیمین دور شد درحین مستی دست هایش را رویه گونه هایش گذاشت و گفت
ات : وایییی استاد پارک
جیمین عصبی دستش را رویه گردن اش کشید و آب دهن آن دختر را از رویه گردنش پاک کرد از آستین آن دختر گرفت و همراه خودش راهیش کرد ات : استاد پارک ... استاد پارک ..... جیمین بدون گوش کردن به حرف های آن دختر از کلاب خارج شد چند قدمی راه بود تا برسن به ماشین در بین راه دختر ایستاد جیمین کلافه سمتش چرخید جیمین : باز چیشده
ات لباشو آویزون کرد همانجا رویه زمین نشست دستاشو رویه زانو هایش گذاشت و با حالته مستی لب زد ات : هیچ جای نمیرم
جیمین : بچه بازی در نیار خانم کانگ پاشو بریم
دختره سرش را به دو طرفی تکون داد جیمین دستش را طرفه دختره دراز کرد اما اون باز هم موافقت نکرد جیمین که فهمید این راهش نیست نمیتونه اینجوری راضیش کنه پس تصمیم گرفت جوره دیگه ای راضیش کنه جلوش رویه یه پایش نشست دستش رو سمتش چونه اش دراز کرد و آرام سرش رو بلند کرد تو چشم هایش زول زد جوری که دختره از در همین حالت هم قلبش به لرزه در آمد جیمین : خانم کانگ بریم خونه حالت خوب نیست
ات : اوهم ...
اسلاید ۲ ات
دختر صاف ایستاد دستشو از رویه شونه جیمین برداشت
انگشت اشاره اش را سمته جیمین گرفت با حالت مستی گفت ات : شما از داشتن همچین شاگردی مثله من خجالت میکشی ...... بین حرف هایش خنده ای نمود و دوباره ادامه داد .....منو دوستت معرفی کردی جیمین ..
جیمین : فکردم شاگردم معرفیت کنم خجالت بکشی و نخواهی بقیه بدونن
دختره پوزخند صدا داری زد و یقه پیرهن آبی پسره رو در دستانش گرفت با چشم های خمار بهش زول زده بود پسره شوکه ایستاده بود تا حالا از آن دختر همچین رفتاری ندیده بود با کشیده شدن سمته دختره از تعجب چشم هایش گرد شدن ات لب هایش را گذاشت رویه گردنه جیمین با لذتی اون پوست سفید و نرم گردن آن پسر را بین لب هایش گرفته بود جوری که مطمئن بود رنک سفید گردنش تبدیل به آبی میشد جیمین با حالت شوک گفت جیمین : هی گانگ ات داری چیکار میکنی
دختره بعد از مدتی از جیمین دور شد درحین مستی دست هایش را رویه گونه هایش گذاشت و گفت
ات : وایییی استاد پارک
جیمین عصبی دستش را رویه گردن اش کشید و آب دهن آن دختر را از رویه گردنش پاک کرد از آستین آن دختر گرفت و همراه خودش راهیش کرد ات : استاد پارک ... استاد پارک ..... جیمین بدون گوش کردن به حرف های آن دختر از کلاب خارج شد چند قدمی راه بود تا برسن به ماشین در بین راه دختر ایستاد جیمین کلافه سمتش چرخید جیمین : باز چیشده
ات لباشو آویزون کرد همانجا رویه زمین نشست دستاشو رویه زانو هایش گذاشت و با حالته مستی لب زد ات : هیچ جای نمیرم
جیمین : بچه بازی در نیار خانم کانگ پاشو بریم
دختره سرش را به دو طرفی تکون داد جیمین دستش را طرفه دختره دراز کرد اما اون باز هم موافقت نکرد جیمین که فهمید این راهش نیست نمیتونه اینجوری راضیش کنه پس تصمیم گرفت جوره دیگه ای راضیش کنه جلوش رویه یه پایش نشست دستش رو سمتش چونه اش دراز کرد و آرام سرش رو بلند کرد تو چشم هایش زول زد جوری که دختره از در همین حالت هم قلبش به لرزه در آمد جیمین : خانم کانگ بریم خونه حالت خوب نیست
ات : اوهم ...
- ۲۳.۲k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط