سلامتی رفیقی که با خانوادش دعواش شد و شش ماه رفت خونه رفی
سلامتی رفیقی که با خانوادش دعواش شد و شش ماه رفت خونه رفیقش موند . بعد شش ماه سرکوچه وایساده بودچشش افتاد بة یه دختر بهش تیکه انداخت.دوستاش بهش گفتن این خواهر همون رفیقت بود که شش ماه خونشون موندی!!!!!!!!!
ناراحت شد . میره پیش رفیقش میبینه داره مشروب میخوره . . . باترس و لرز میگه من امروز خواهرتو نشناختم بهش تیکه پروندم . . .
رفیقش یکم نگاش میکنه و یک پیک سنگین میریزه و میگه:
سلامتی رفیقی که شش ماه تو خونم زندگی کرد اما یک نگاه به خواهرم نکرد که امروز بشناستش . . .
ناراحت شد . میره پیش رفیقش میبینه داره مشروب میخوره . . . باترس و لرز میگه من امروز خواهرتو نشناختم بهش تیکه پروندم . . .
رفیقش یکم نگاش میکنه و یک پیک سنگین میریزه و میگه:
سلامتی رفیقی که شش ماه تو خونم زندگی کرد اما یک نگاه به خواهرم نکرد که امروز بشناستش . . .
- ۲.۸k
- ۰۹ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط