The unwanted roommate

The unwanted roommate
_________________________

در رو باز کردم... تا منو دید گوشی رو گذاشت کنار و سریع چشم هاش رو بست

_«یورین؟»
.....

_«بیب؟بیداری؟»

که دیدم یهو چشم هاش رو باز کرد

با صدای خواب الودی گفت:« جانم؟»

_«خب امم چجوری بگم.... الان امادگیش رو داری؟»

+«اممم اگه تو میخوای.......... اره»

_«عمرم قول میدم اذیت نشی بجاش لذت ببری»

ویو کوک

اروم رفتم سمتش که احساس ترس و استرس نداشته باشه

ملافه رو کنار زدم و نزدیکش شدم جوری که نفسامون بهم میخورد

سعی میکردم جوری پیش برم که خجالت نکشه... پس بعضی چیزارو بیخیال شدم

اروم صورتم و نزدیکش کردم و لبم و گذاشتم رو لبای نرم و پفکیش و اروم می مکیدم و اونم سعی میکرد همراهیم کنه و این خوشحال کننده بود

اروم ازش جدا شدم و سرم رو تو گردنش فرو بردم و بو کشیدم

بعد از اون ارامش لبمو گذاشتم رو گردنش و شروع کردم به کیس مارک گذاشتن

خیلی داشت سعی میکرد که صدایی ازش خارج نشه اما من اون صدا رو دوست داشتم...... دم گوشش گفتم:« من به صدات نیاز دارم بیب!»

خیلی ناز سرش رو به نشونه تایید تکون داد

ادامه دادم به کیس مارک گذاشتن روی ترقوه های برجسته و ظریفش

یکم محکم گاز گرفتم و صدای ناله ی کوتاهی از دهنش خارج شد

لبخند پیروزمندانه ای زدم و ادامه دادم

وقتی که اثر امشب رو حک کردم دوباره به لب هاش هجوم بردم....

می مکیدم و گاهی زبونم و وارد دهن داغش میکردم....

ازش جدا شدم

نگاهمون بهم گره خورده بود

نگاهم و ازش برداشتم و به لباساش دادم.... خیلی مزاحمم بودن....

دستم و بردم زیر تاپش و سوتینش رو باز کردم....

تاپش رو هم در اوردم....

از اونجایی که تحمل نداشتم سمت سینه هاش نرفتم و مستقیم رفتم سر اصل مطلب

شرت و شرتکش رو همزمان در اوردم و شاهکار زیرش رو تحسین میکردم...

یهو دستش رو برد سمت لباسم و سعی کرد درش بیاره.... ازین حرکتش جا خوردم

دستش رو به پایین هدایت کردم.... از روش بلند شدم و شروع کردم به در اوردن لباسام....

دوباره به سمتش رفتم حالا هردومون لخت بودیم همدیگه رو تحسین میکردیم

از اونجایی که اولین رابطش بود باید خیلی حواسم و جمع میکردم.....

سعی کردم بهش ارامش بدم....

سرش رو نوازش میکردم و با پوص..... مش.... بازی میکردم تا تحریک بشه

اه و ناله اش داشت سر میگرفت که نشونه تحریک شدنش بود...

دم گوشش گفتم:«اماده ای؟»

سرش رو به نشونه تایید تکون داد

اروم دی.... کمو واردش کردم که جیغی کشید..... یکم صبر کردم تا عادت کنه و همزمان لبش رو می مکیدم

بعد چند دقیقه که عادت کرد شروع کردم به حرکت دادن که انگار داشت لذت میبرد....

ناله هاش اوج گرفت منم سرعتم و بالا بردم حالا جفتمون داشتیم لذت میبردین البته غیر از این درکش میکردم چون تخت پر خون شده بود قطعا اولش درد زیادی داشت

صدای ناله ی جفتمون تو اتاق میپیچید نزدیک بودم به اوج از ریتم ناله هاش متوجه شدم اونم نزدیک اوج بود

بهم میگفت سرعتم رو بالا ببرم و منم همینکارو کردم...

پشت هم تلمبه میزدم تا.......... کام کردم داخلش و یورین هم کام کرد

بهترین حس دنیا رو داشتم....

ویو یورین

اولین سکسم بود و بهترین سکسم خیلی خوس گذشت..... با افتخار بغلش کردم و خوابم بردhttps://wisgoon.com/tiana_7171_hi
با کمکه این قربونش برم🛐🥹
دیدگاه ها (۳۳)

The unwanted Roommate ویو جئون جونگ کوک: هوفففففف سرم داره م...

رمان سوم پارت یازدهمبسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>>...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۵🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)بیشتر از ۱۰ دقیقه‌ست ک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 172♡⁠。⁠)⁩با ناز...

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

پارت ۱۹۵

Do I love him, or do I hate him?P¹⁶فکر نکنم جینا فهمیده باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط