من خلق شدم تا كـه پريشانِ تو باشم

من خلق شدم تا كـه پريشانِ تو باشم
ديـوانـه و سرگشته و حيرانِ تـو باشم

گفتم: تـو جهانی، که بدانی کـه بمانی
آغوش گشودم كـه جهانبانِ تـو باشم

حبسِ ابـد و ضربه ی شلاق و شكنجه
خوب است اگر گوشهٔ زندانِ تـو باشم

درخواب تورا خواندم وجانۍکه شنیدم
در خواب ببينـم كه مگر جانِ تـو باشم

دور است كنارِ تـو نشستن كه مرا بس
گلـدانِ گُلی گـوشه ی ایوانِ تـو باشم

پيغمبرِ من معجزه ات عشق و غزل بود
می خواهم از امروز مسلمانِ تـو باشم
دیدگاه ها (۱)

منِ خسته چون ندارم ،نفسے قرار بے تو به ڪدام دل صبوریڪنم اے ن...

گاهــــــــــی پای کسی می مانی...که نه دیدیش ...نه می شنــــ...

دنیای عجیبی شده استبرای دروغ هایمان خداراقسم میخوریمو ب حرف ...

#سلام_صبح_زیباتون_بخیر☕️🍁🍁ان شاءاللهرزق و روزی تون زیادتنتون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط