رمان :آیدل من

رمان :آیدل من

پارت :«1»
ویو «ا/ت»
صبح با صدای کیتی که داشت خودشو میکشت تا ما بیدار بشیم بیدار شدم ، منو و لیا باهم هم اتاقی بودیم و کیتی و سوزی هم باهم هم اتاقی بودن ، کش قوسی به بدنم دادم و پاشدم تختمو مرتب کردم لیا رو بیدار کردم هر اتاقی دستشویی و حموم داشت اول من رفتم سرویس بعد لیا ، لباس پوشیدیم رفتیم پایین
اووووو ببین کیتی خانوم چه کرده
ا/ت ، لیا : صبح بخیر
کیتی : چه عجب بیدار شدین صبح بخیر
ا/ت: پس سوزی کو ؟؟
کیتی : خانوم هنوز خوابه برو بیدارش کن
ا/ت : باش
دوباره رفتم بالا تو اتاق کیتی و سوزی در زدم صدای نیومد ، درو آروم باز کردم دیدم خانوم داره خواب هفت پادشاهو میبینه ، منم کرم درونم فعال کرد و لبخند شیطانی زدم ، دوباره رفتم پایین یه پارچ آب رو در کردم رفتم بالا
مثل اعزرائیل بالا سرش بودم ، آب رو سرش خالی کردم و پا به فرار گذاشتم صدای دادش اومد می‌گفت می‌کشمت ا/ت منم ریز ریز می‌خندیدم رفتم پایین موهای سوزی خیس بود دوباره زدم زیر خنده و نشستم
که گفت
سوزی : چرا آدم نمیشی ؟
ا/ت : فرشته ها هیچوقت آدم نمیشن سیسی
با چشم غزه های کیتی دهنمونو بستیم و شروع به صبحونه خوردن کردیم که ......
خماریییییییی
دیدگاه ها (۰)

رمان : آیدل من ژانر: عاشقانه / ا.س.م.ا.ت تعداد پارت :«نامعل...

LOVE 😘❤️

پارت. ۲۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط