#دلنوشته_لیلی

#دلنوشته_لیلی
#تقدیم_به_مادر
#تقدیم_با_عشق_به_روح_زمین

همسفر با روح زمین

سفر کن با من تا اعماق حس زندگی و طراوت...
همسفر با نسیم و همراه با تلالو و نور خورشید بر روی شبنم ها...
قلبت را به من بده تا سرریز کند از تمام این حجم طراوت و سرزندگی ها...
نهادت را تهی کن از تمام تیرگیها...
و آن را به طبیعت،مادر خلقت،تقدیم کن....
رها همچون گلبرگ نیلوفر بر روی آب...
جسمت را آرام آرام بر روی آب خنک چشمه ساران رها کن....
بگذار نفست از خنکای آب بند بیاید و با همان لرز شیرین، شادی و خنده ان را رها کن...
نور خورشید از لابه لای شاخه های درختان عبور میکند و پشت پلکهایت را با این سو و آن سو رفتنش قلقلک میدهد...
بگذار تا نور تمام روزنه های روحت را روشن سازد و رهایی دهد تو را از سیاهی ها...
صدای زیبای باد در لابه لای علفزارها و شاخه های درختان سرود آرامش سر میدهد...
بگذار تا مجرای گوش روح و روانت را پاکسازی کند از صدای تمام ناله ها و دردها...
دستانت را بگشا...
تمام انرژی طبیعت را که چون سیاره ای آتشین در قلبت متلاطم شده را...
به دستانت وارد کن آنها را بر خاک بگذار...
و با سخاوتمندی ان را به زمین ببخش...
بگذار چرخه ی این انرژی پایدار بماند...
انرژی ده و قدرتمند تر دریافت کن...
تو زنده تر از هر زنده ای....

روح زمین مارا به دامان خود فرا میخواند...
هنگامه ی پیوستن است...
او مادر ماست...
مادر ما را صدا میزند...

ای روح بزرگ،تو رو میستایم و لمست میکنم مادر....
دیدگاه ها (۱۸)

بنام افریدگار خردامروز ما در بطن تاریک‌ترین قسمت زندگی در تم...

part : 4تشخیص دادنش سخت بود ، چشمامو مالیدم و دوباره با دقتِ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

( last minute )

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.²چشم‌ها بالاخر...

p18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط