گر بسوزیم بند بند چو شمع

گر بسوزیم بند بند چو شمع
دمی از سوختن ملالم نیست

من به بال و پر تو می‌پرم
که دمی بر تو پر و بالم نیست

#عطار
دیدگاه ها (۱)

اگر خیال تماشاست در سرت، بشتابکه آبشارم و افتادنم تماشایی ست...

با صد هزار زخم زبان زنده ام هنوزگردون گمان نداشت به این سخت ...

‍ قدیما…نمیدونم قد ما کوتاه بود یا قدیما برف بیشتر میومد!!نم...

ای مرا زندگی جان از توزنده بینم همه جهان از توبه زمین می فرو...

دمی مهمان خودت باش بگذار ، بگذرند روزهایی که مال تو نیست و د...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط