هی بازیگر! گریه نکن!
هی بازیگر! گریه نکن!
ما همهمون مثلِ همیم
صبحا که از خواب پا میشیم
نقاب به صورت میزنیم
یکی معلم میشه و
یکی میشه خونهبهدوش
یکی ترانه ساز میشه،
یکی میشه غزلفروش
کهنه نقابِ زندگی
تا شب رو صورتای ماس
گریههای پُشتِ نقاب
مثلِ همیشه بیصداس
هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پُشتِ نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رهاشو از پیلهی خواب
نقشهی یه دریچه رُ رو میلهی قفس بکش
برای یکبار که شده جای خودت نفس بکش
کاشکی میشد تو زندگی
ما خودمون باشیم و بَس
تنها برای یک نگاه،
حتا برای یک نفس
تا کی به جای خودِ ما
نقابِ ما حرف بزنه
تا کی سکوتو رَج زدن
نقشِ نمایشِ منه
میخوام همین ترانه رُ
رو صحنه فریاد بزنم
نقابمو پاره کنم
جای خودم داد بزنم
هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پُشتِ نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رهاشو از پیلهی خواب
نقشهی یه دریچه رُ رو میلهی قفس بکش
برای یکبار که شده جای خودت نفس بکش
یغما گلرویی
ما همهمون مثلِ همیم
صبحا که از خواب پا میشیم
نقاب به صورت میزنیم
یکی معلم میشه و
یکی میشه خونهبهدوش
یکی ترانه ساز میشه،
یکی میشه غزلفروش
کهنه نقابِ زندگی
تا شب رو صورتای ماس
گریههای پُشتِ نقاب
مثلِ همیشه بیصداس
هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پُشتِ نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رهاشو از پیلهی خواب
نقشهی یه دریچه رُ رو میلهی قفس بکش
برای یکبار که شده جای خودت نفس بکش
کاشکی میشد تو زندگی
ما خودمون باشیم و بَس
تنها برای یک نگاه،
حتا برای یک نفس
تا کی به جای خودِ ما
نقابِ ما حرف بزنه
تا کی سکوتو رَج زدن
نقشِ نمایشِ منه
میخوام همین ترانه رُ
رو صحنه فریاد بزنم
نقابمو پاره کنم
جای خودم داد بزنم
هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پُشتِ نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رهاشو از پیلهی خواب
نقشهی یه دریچه رُ رو میلهی قفس بکش
برای یکبار که شده جای خودت نفس بکش
یغما گلرویی
- ۷۰۰
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط