هشتم محرم،روضه ی حضرت علی اکبر علیه السلام

هشتم محرم،روضه ی حضرت علی اکبر علیه السلام


با سر ِنیزه تنت را چه به هم ریخته اند
ذره ذره بدنت را چه به هم ریخته اند

 سنگها روی لب خشک تو جا خوش کردند
این عقیق یمنت را چه به هم ریخته اند

وسط معرکه ای رفتی و گیر افتادی
سر فرصت بدنت را چه به هم ریخته اند

 تابه حالا نشده بود جوابم ندهی
وای بر من دهنت را چه به هم ریخته اند

 چشم من تار شده با چه مداواش کنم
یوسفم پیرهنت را چه به هم ریخته اند

 عمه ات آمده تا دست به معجر ببرد
پدر بی کفنت را چه به هم ریخته اند

 ابروان تو حسینی ست و چشمت حسنی ست
این حسین و حسنت را چه به هم ریخته اند
دیدگاه ها (۶)

از معـبـرهاے مجــازے ،

السلام علیک یااباعبداللههوای کربلایت دست سنگینی داشتاین را و...

شعرقشنگیه اگه اشکت جاری شد التماس دعایارقیة بنت الحسین(ع)دست...

کنار قانون نیوتن بنویسید:حتی یک قطره از خونش هم به زمین برنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط