‍ تویی آتش منم خاکستر تو

‍ تویی آتش منم خاکستر تو
شدم یادی که باشم در سر تو
درختی میشوی در خانه ی دل
‌ شدم بادی که زد بر پیکر تو
بگو از جام زرین با لب من
که نوشم جرعه ای از ساغر تو
ندارم دین حقی جز دل تو
به دل گفتم که باشد کافر تو
بگو از دین خود، از مکتب عشق
که مومن میشوم بر باور تو
شدم شعری که مضمونش دل توست
نشستم خط به خط در دفتر تو
دیدگاه ها (۱۳)

"چکیده از دلم غزل" برای چشم های توتمام هستی‌ام ببین، تمام شد...

با اینکه مانده است به دل جای پای تو سربسته است تا به ابد ماج...

‍ تو بمان در دل من تا که دلم خون نشودقلب زارم ز غم هجـر تـو ...

با تیشه ی خیـــــــال تراشیده ام تو را در هر بتی که ساخته ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط