فیک سانزو

فیک سانزو
پارت نمیدونم چند
سانزو: خواهش می کنم برگرد
ات سرش میزاره رو زانوهاش و به زمین نگاه میکنه و یه چیزی رو تو دلش زمزمه می کنه
ات با صدای آروم : هیس بچه کوچولو گریه نکنی ها همه چیز درست میشه
سانزو کنار ات میشینه
سانزو: این آهنگ آشناس
ات: درسته این همون آهنگیه که با کسایی که دوسشون دارم بلند می خونم و آنقدر با اون فرد گریه میکنم که آروم بشم ولی این آهنگ فقط نیست آهنگ هایه دیگه ای هم هستند
سانزو: موسیقی به تو آرامش میده اما چیزی که به من آرامش میده تویی
ات با چشم های پر از اشک به سانزو نگاه میکنه
سانزو دست ات رو میگیره
ات : اما تو چطور..هق...هق...می تونی منو ببخشی من بهت دروغ گفتم
سانزو ات رو بغل میکنه
سانزو: میتونی هر چی دوست داری بگی میدونم برات سخته میدونم از دست دادن سخته تنها شدن سخته از تو انتظار قوی بودن داشتن و تو غم هاتو تو دلت نگه داشتی دختر میترکیا؟
ات باصدای بلند گریه می کنه
سانزو: انقدر گریه کن که خالی شی خودت باش به خاطر دیگران خودتو آزار نده
ات با بغض :نمی دوستم انقدر همدرد خوبی هستی
سانزو : نمیدونستم وقتی گریه میکنی خیلی ناز میشی
ات میخنده
سانزو : امید وارم همیشه بخندی



:::::::::::::
می دونم چند روز پارت ندادم ولی شرایطم خوب نبود
دیدگاه ها (۳)

من اینم

رفیقم ۱۰۰ تایی شده نمی زنین به افتخارش 😍🥰🥳

دیگه دیگه

مجنون سرخ چشم پارت ۳۴

عشق اجباری.....پارت ۱۴

فرشته کوچولو.......پارت ۲۰ و آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط