من بیدلم ای نگار و تو دلداری

#من بی‌دلم ای نگار و تو دلداری
شاید که بهر سخن ز من نازاری

یا آن دل من که برده‌ای بازدهی؟!
یا هر چه کنم ز بیدلی برداری؟!

#مولانای_جان 🌹
دیدگاه ها (۱)

#هزار جام پر از زهر داده بود فراقرسید معدن تریاق و کرد تریاق...

#در فروبند و ز رحمت در پنهان بگشاچارهٔ رطل گران کن،که همه می...

#من چوب گرفتم به کفم عود آمد من بد کردم بدیم مسعود آمدگوید ...

#ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبتوی هرچه گهر فتاده در پای لبت از...

‌ای جانِ جانان،نمی‌دانم از کدامین ساعتِ شب یا از کدامین دردِ...

جلوه ات برده دلم راگل میخک چه کنمنکنی گوشه چشمی به من اندک چ...

.ای فلڪ چند ز بیداد تو بینم آزارمن خود آزرده دلم، با دل خویش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط