ما خیلی میترسیم یه روز

ما خیلی میترسیم یه روز
از خواب پاشیم ببینیم دیگه کسی
رو دوست نداریم
انگار دیگه جامون امن نباشه ها
همونطوری"
اینارو با همین لحن به ما میگفت
قشنگ حرف می‌ زد
انگاری واسه همین حرف زدناشه که
الانا سیگار میگیریم دست تا میایم
پک ‌بزنیم بهش
سیگار خودشو‌ از غمِ چند ساله‌ ی
توی چشمای ما می‌ سوزونه
راست میگی رفیق
راست میگی دکتر ما خوب نمیشیم.‌.
دیدگاه ها (۲)

- بیا مرا آغوش باش و به اندازه‌یِ تمامِ دوستت دارم‌هایی که ...

به فکر همه چیز هستندالا آغوشی که من از دست داده امبه فکر حقو...

هر وقت " باران" می باردخاطراتِمان جانِ دوباره میگیردو این " ...

پنج دقیقه قبل قرار زنگ میزنه میگه : نمیرسم بیام؛ توام برو خو...

chapter ³⁰

🖤دختر کوچولوی من🖤My little girl~<part 4۳_نمیدونم چرا میترسم....

ای کاش مهم بودم ):پارت ۱۴ با واقعیت رو به رو شو برادرات میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط