یک جای آرزوهای‌مان

یک جای آرزوهای‌مان
هیچوقت
با چهار قُلِ مادر جور در نیامد

یک جای زندگی
در دعاهای او نگنجید

مادر
تمام اشک‌هایش را
به کار بست

چه فایده
یک جای کارها
هیچ وقت درست نشد
دیدگاه ها (۱)

مرداد همین نزدیکی هاستشایددرباغچه ی کوچک گوشه یحیاط مانیاشای...

هیچوقت ، هیچکسبه اندازه‌ی من دوستت نخواهد داشت! این تو ، این...

پارادوکس یعنی؛ندارمت و گاهی فکر از دست دادنت دیوانه ام می کن...

محبوب من از دوست داشتنم می ترسداز داشتنم می ترسداز نداشتنم ه...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۴: آغوش مادراتاق سوآ تاریک بود.فقط نور کم...

خیلی از ما حتا بلد نیستیم آرزو کنیمو گاهی آرزوهایمان را هم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط