ᑭ8
ᑭ8
بیو ریچر
انگون انگون اومد نشست روی میز معلومه دیشب بهش سخت گرفتم
غذا رو گذاشتم جلوشو شروع به خوردن کرد که گوشیش زنگ خورد
& الو سلام رفیق میگم من اومدم چرا درو باز نمیکنی
- خونه ی منه ادرسو میفرستم
& چی رفتی خونه ی ریچر خو یه خبری میدادی
- دیگه زود بیاین
باهاشون حرف زدمو ادرس رو فرستادن و رب ساعت بعد اومدن
& سلام پشمام چه خونه ای داری
- سلا
& چرا فاکسی اینجوری نشسته
نگاهی بهش کردمو خندیدم و گفتم : هیچی دیشب بهش سخت گرفتم
& عهههههه نگو یعنی الان باهمییییین
* خفه شین به اندازه ی کافی خجالت کشیدم
( روز مسابقه)
بوسیدمش و رفتم روی خط شروع و... بردم
مسابقه ی 2 بردم
3بردم و حالا هم فینال فینال سخت بود اما بازم بردم و با خستگی رفتم سمت فاکسی که محکم پرید بقلم
- تو جایزه ی اصلیه منی روباح کوچولو
بوسیدمش و اینم از داستان ما
پایان
بوس بهتووووووون
بیو ریچر
انگون انگون اومد نشست روی میز معلومه دیشب بهش سخت گرفتم
غذا رو گذاشتم جلوشو شروع به خوردن کرد که گوشیش زنگ خورد
& الو سلام رفیق میگم من اومدم چرا درو باز نمیکنی
- خونه ی منه ادرسو میفرستم
& چی رفتی خونه ی ریچر خو یه خبری میدادی
- دیگه زود بیاین
باهاشون حرف زدمو ادرس رو فرستادن و رب ساعت بعد اومدن
& سلام پشمام چه خونه ای داری
- سلا
& چرا فاکسی اینجوری نشسته
نگاهی بهش کردمو خندیدم و گفتم : هیچی دیشب بهش سخت گرفتم
& عهههههه نگو یعنی الان باهمییییین
* خفه شین به اندازه ی کافی خجالت کشیدم
( روز مسابقه)
بوسیدمش و رفتم روی خط شروع و... بردم
مسابقه ی 2 بردم
3بردم و حالا هم فینال فینال سخت بود اما بازم بردم و با خستگی رفتم سمت فاکسی که محکم پرید بقلم
- تو جایزه ی اصلیه منی روباح کوچولو
بوسیدمش و اینم از داستان ما
پایان
بوس بهتووووووون
- ۴۱۳
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط