تورا که گفت که با ما وفا نشاید کرد
تورا که گفت که با ما، وفا نشاید کرد
دروغ گفت، چه باشد ،چرا نشاید کرد
غلام لعلِ لب تست، جان شیرینم
چنین حکایتِ شیرین،کجا نشاید کرد
میان موی و میان تو، نکته باریکست
در آن میان سخن از لب، رها نشاید کرد
هزار سال تنم ،گر ز تن جدا ماند
هنوز مهر تو از جان، جدا نشاید کرد
حدیث درد دل مستمند و، سینه ی ریش
حکایتی است، که در سالها نشاید کرد
دروغ گفت، چه باشد ،چرا نشاید کرد
غلام لعلِ لب تست، جان شیرینم
چنین حکایتِ شیرین،کجا نشاید کرد
میان موی و میان تو، نکته باریکست
در آن میان سخن از لب، رها نشاید کرد
هزار سال تنم ،گر ز تن جدا ماند
هنوز مهر تو از جان، جدا نشاید کرد
حدیث درد دل مستمند و، سینه ی ریش
حکایتی است، که در سالها نشاید کرد
- ۶.۷k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط