گفتا که می بوسم تو را،

گفتا که می بوسم تو را،
گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی،
گفتم که حاشا می کنم

گفتا ز بخت بد اگر، ناگه رقیب آید ز در؟
گفتم که با افسونگری، او را ز سر وا می کنم

#سیمین_بهبهانی
دیدگاه ها (۲)

گر تو را با ما تعلق نیست ، ما را شوق هستور تو را بی ما صبوری...

چه بی تابانه می خواهمتای دوریتآزمون تلخ زنده به گوری !(شاملو...

گاهی آدم تو جنگ با خودش باید اونقدر پیش بره که یه ویرونه بسا...

بیا برگردیم به نقطه صفر...انگار برگشتیم به همون روزانه خسته ...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می...

عاشقانه های شبنم

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط