ویو ا.ت

ویو ا.ت
آخرش ما بردیم که پرچم ایران و آوردن بالا و من همونجا زدم زیر گریه و جلوی پرچم تعضیم کردم و پاشدم خداحافظی کردیم و با بچها رفتیم پیش اعضا توی رختکن
اعضا:آفرین بهتون
بچها:ا.ت گریه نکن دیگه
جیمین:الان تو بردی باید خوشحال باشی
ولی نمی تونستم جلوی گریمو بگیرم که یهو تیارا و سولماز اومدن
(بچها تیارا و سولماز دوستای صمیمی ا.ت هستن و درسته که عسل و اوین و نرگس باهاش هم تیمین اما خب بازم صمیمی ترین دوستاش نیستن)
ا.ت:بچهاااا
هنوز ویو ا.ت
وقتی که بچه هارو دیدم خیلی خوشحال شدم که اومدن که یهو بادیگاردا اومدن و میخواستن ببرنشون که یکیشون دستشون و جوری محکم گرفت که تیارا و سولماز بغض کردن که خون جلوی چشمامو گرفت و عربده زدم و گفتم
ا.ت:دستشون و ول کن عوضی
بادیگارده:ولی خانم اینا حق ورود ندارن
منم اعصابم خورد شد و نه گذاشتم نه برداشتم رفتم زدم توی گوش بادیگارده البته چون قدم نسبت به اون خیلی کوتاه بود پس برای همین رفتم روی صندلی و بعدش زدمش
که بالاخره بچه هارو ول کرد و رفتبچها هم تا دیدن که من با دیدنشون بغض کردم سریع بغلم کردن و تیارا سرم و ناز میکرد و سولمازم بهم انرژی میداد که حالم خوب شد
ویو جیمین
اونا بردن و ا.ت جلوی پرچم زانو زد که بهش افتخار کردم و اومدن رخکن پیش ما که ا.ت گریه میکرد بقیشم که خودتون می دونید
جیمین:ا.ت این خودت بودی دختر!
ا.ت :من سر دوستام خیلی حساسم اونا همیشه برام بهترین بودن
که یهو همون بادیگاردی که داشت دوستای ا.ت رو اذیت می کرد اومد و ا.ت رو زد که اون دوستش که اسمش تیارا بود هم زد و تازه سولمازم زد ولی ا.ت و تیارا و سولماز عین خیالشون هم نبود که من عصبانی شدم و کوک رفت اون بادیگارد و زد نامی و جین و هوسوک هم رفتن پیش مدیریت برای کارای اخراج و شکایت و من و یونگی و ته رفتیم پیش اون سه تا که من بدو بدو رفتم سمت ا.ت و محکم بغلش کردم که احساس کردم سینم خیس شد که نگاه کردم دیدم ا.ت داره گریه می کنه که ازش کیس رفتم اونم جلوی بچها و دوستاش و اعضا که ازم جدا شد که منم گفتم ببخشید ولی اون هنوز چشماش شبیه توپ بود ولی یهو یه مردی اومد که ا.ت سریع پشتم قایم شد که فهمیدم باباشه هم تیمی های ا.ت بهم گفته بودن عجب ادمیه و فهمیدم که اومده مدال و بگیره ولی ا.ت فقط ترسیده بود که مرده اومد سمت ا.ت که محکم زدمش و زنگ زدم به پلیس
دیدگاه ها (۰)

ا.ت ویو هنوزا.ت:ازت ممنونم اوپاداشتم میرفتم که دوباره جیمین ...

ژیمناست خاصپارت۴ویو هنوز جیمینبعد از حدود ۱۰ گپ زدن گریه ی د...

عشق مافیا

Part 8 جیمین ویو بعد از این که ا،ت رفت دستشویی رالا هم خواس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط