سه تارم راست میگوید، کمی ناکوک و بد حالم

سه تارم راست میگوید، کمی ناکوک و بد حالم
مخالف میزنم، زیرا مخالف گشته اقبالم

دلم می خواهد امشب را در آوایش رها باشم
ولی افسوس دلتنگم، ولی افسوس بی بالم

اسیر اشک نافرمان، اسیر بغض حرمانم
گلو را می فشارد دل، پر از قیلم، پر از قالم

نه آهی و نه سودایی، نه شوری و نه غوغایی
دل آرایی ندارم تا که پرسد حال و احوالم

به دامان تو افتادم ولی دامن کشی کردی
خدایا عاشقی کن تا بفهمی از چه مینالم
دیدگاه ها (۱)

عشق من رو سوی فردا کرد و رفتنامه های کهنه را تا کرد و رفتخست...

در قلب من زمین و زمان تیر می کشد یاد تو با تمام توان تیر می ...

بند دلم پاره شد،کنج دلت جااای کیست...قهوه و فااالم بشو، فال ...

روی قلب عاشقم،پا میگذاری می روی.ارزو را در تمنا،می گذاری می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط