من به بند تو اسیرم تو زمن بی خبری؟

من به بند تو اسیرم تو زمن بی خبری؟
آفرین! معرفت این است که ز من می گذری

طعنه ی غیر ندیدی که بسوزد دل تو
که بدانی که چه سخت است به خدا در به دری

#شهریار
دیدگاه ها (۱)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

«آرامش یعنی قبول کنی قرار نیست همه‌چیز همیشه درست باشد، اما ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

✨چه آرامشی بالاتر از این...که بدانی در سخت‌ترین لحظه‌های زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط