و اگر زندگی من یک کتاب بود، صفحه‌ی 'تو' گوشه‌ای خمیده داش

و اگر زندگی من یک کتاب بود، صفحه‌ی 'تو' گوشه‌ای خمیده داشت.
دیدگاه ها (۰)

ستاره هایم دارند سقوط می‌کنند.و من نمی‌توانم نجاتشان بدهم.

-من در حال حرف زدن با تویی که نیستی:

دیالوگی از فیکشن دروغگو:)

دیالوگی از فیکشن دروغگو:)

کتاب عاشقیه من به صفحه ی اخرش رسید...

💔 خمیده خمیده رسیدم به تو ...#باید_برخاست

بعضیا تو زندگی یه گوشه ی دنج دارن که فقط برای یه نفر میشه؛ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط