چندمین بعد که گرم تلویزیون بودن احساس کرد جونگکوک هر لحظه داره بهش نزدیکتر ...
"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:۷۲
چندمین بعد که گرم تلویزیون بودن احساس کرد جونگکوک هر لحظه داره بهش نزدیکتر میشه.
_گوشیتو بده
با تعجب به جونگکوک نگاه کرد.
_نترس میخوام شمارمو بهت بدم
دیار گوشیشو بهش داد و جونگکوک شماره رو وارد کرد.
انگاری داشت اسم خودشو سیو میکرد.
بعد انجام دادن کارش گوشیو به دیار برگردوند.
دیار گوشیشو تو جیبش گذاشت و از جاش بلند شد.
انگاری میخواست بره.
ولی جونگکوک یهو دستشو گرفتو رو کاناپه نشوندش.
_الان میری؟
دیار سری تکون داد و به جونگکوک خیره شد
_یکم دیگه بمون..
بقیه این پارت تو کامنتاست سیسیا
° کامنت نزارید°
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:۷۲
چندمین بعد که گرم تلویزیون بودن احساس کرد جونگکوک هر لحظه داره بهش نزدیکتر میشه.
_گوشیتو بده
با تعجب به جونگکوک نگاه کرد.
_نترس میخوام شمارمو بهت بدم
دیار گوشیشو بهش داد و جونگکوک شماره رو وارد کرد.
انگاری داشت اسم خودشو سیو میکرد.
بعد انجام دادن کارش گوشیو به دیار برگردوند.
دیار گوشیشو تو جیبش گذاشت و از جاش بلند شد.
انگاری میخواست بره.
ولی جونگکوک یهو دستشو گرفتو رو کاناپه نشوندش.
_الان میری؟
دیار سری تکون داد و به جونگکوک خیره شد
_یکم دیگه بمون..
بقیه این پارت تو کامنتاست سیسیا
° کامنت نزارید°
- ۱۶.۳k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط