خیالم آسوده و خیال بافی می کنم
خیالم آسوده و خیال بافی می کنم
لحظه می بافم،
تک به تک، سایه به سایه،
لحظه ای از غم، سایه ای از ترسِ فُسون
می بافم از جنس دلم نوع سکوت
غم را بافته و آویز کرده به دیوار
من خیال بافی می کنم
گاه و بی گاه سری می زنم به غم
کوک های بافته ام را می شُمارم،
ترس از این دارم
نکند کوکی کم زده باشم،
غم را بافته و خیال بافی می کنم
شادِ شاد، همینک،
خیال بافی می کنم
خیالی از، جنس زمان نوع طرب
من خیال بافی می کنم ...
لحظه می بافم،
تک به تک، سایه به سایه،
لحظه ای از غم، سایه ای از ترسِ فُسون
می بافم از جنس دلم نوع سکوت
غم را بافته و آویز کرده به دیوار
من خیال بافی می کنم
گاه و بی گاه سری می زنم به غم
کوک های بافته ام را می شُمارم،
ترس از این دارم
نکند کوکی کم زده باشم،
غم را بافته و خیال بافی می کنم
شادِ شاد، همینک،
خیال بافی می کنم
خیالی از، جنس زمان نوع طرب
من خیال بافی می کنم ...
- ۲.۴k
- ۰۸ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط