خیالم آسوده و خیال بافی می کنم

خیالم آسوده و خیال بافی می کنم
لحظه می بافم،
تک به تک، سایه به سایه،
لحظه ای از غم، سایه ای از ترسِ فُسون
می بافم از جنس دلم نوع سکوت
غم را بافته و آویز کرده به دیوار
من خیال بافی می کنم
گاه و بی گاه سری می زنم به غم
کوک های بافته ام را می شُمارم،
ترس از این دارم
نکند کوکی کم زده باشم،
غم را بافته و خیال بافی می کنم
شادِ شاد، همینک،
خیال بافی می کنم
خیالی از، جنس زمان نوع طرب
من خیال بافی می کنم ...
دیدگاه ها (۱)

( این ترانه در مورد دختر قالیبافی سروده شده که برای تموم کرد...

شب ، امتدادِ حیات من بودهنگام که ماه نبود و من بودمشب با من ...

دست های منمیل هایی ستبرای عشق بافی موهایت

بعضی از روزها رو باید برگردیم از آینه بغل زندگیمون پشت سرمون...

زندگی قبل از بابام...یعنی خانه‌ای که صدای قدم‌هایش در آن می‌...

#my_snowPT26ویو هویج:آدم...هیچ‌وقت فکر نمی‌کنه یه تصمیم کوچی...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط