اینکه

اینکه.........
مامان و بابام اومدن و گفتن:شینوبو .......ببین راستش.......خب.....
من:مامان، بابا .....چیزی شده؟
مامان و بابا:نه شینوبو نترس چیزی نشده....خبر خوبیه .....تو صاحب یه داداش کوچولو شدی شینوبو!
من:عهههههه.....واقعااااااا؟
اون شب رو تا صبح بیدار بودم و از خوشحالی نمی‌دونستم چیکار کنم😖
خیلی خوب بود....‌‌
چند ماه بعد......
بابا:شینوبو مامان داره یه برادر برات میاره!
من:الان؟
بابا:آرهههههه
یه دفعه صدای در اومد....
بابا:چشماتو ببند!
من:☺️
تق.... تق ....تق.... تق....
باز کن.......
من:😳
وااااااایییییییی ......چقدر نازهههههههههه......

امیدوارم خوشتون اومده باشه
چپتر دوم به اسم :زندگی پروانه خدمتتون🦋🎀
دیدگاه ها (۰)

سلام🎀ببخشید نبودم چون مدرسه باز شده🐝ولی خب بفرمایید🦋البته می...

تازه الان دارم میگم☺️🦋

هایببخشید چند روز نبودم آخه نت نداشتم سوال پست 🦋 ایمون:به ای...

برو گمشوووو.......خواهر خواهر..........نهههههههه...............

فسقلی من

سرد برای منپارت ۵ات ویو.......مردک کوه یخ منو رسوند خونه رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط