پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت
پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،
نیمه شب خواب دیدکه بیگناه است،
پس او را آزاد کرد،
پادشاه گفت حاجتی بخواه
درویش گفت :
وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکند تا مرا از بند رها کنی،
نامردیست که ازدیگری حاجت بخواهم
لحظاتتان پر از رحمت الهے
نیمه شب خواب دیدکه بیگناه است،
پس او را آزاد کرد،
پادشاه گفت حاجتی بخواه
درویش گفت :
وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکند تا مرا از بند رها کنی،
نامردیست که ازدیگری حاجت بخواهم
لحظاتتان پر از رحمت الهے
- ۴۶۸
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط