بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت ده 🍷🗡

با زانوش کوبید وسط
آخ بلندی گفتم و گذاشتمش زمین ...

انگار باید روی سگمو بهش نشون بدم!

اخم کردم
خیره شد به چشمای به رنگ شبم

میدونستم ترسناکن!
همه میگفتن چشمات ترسناکه...

لب زد
_عوضی بزار برم

دلم برای وحشی بازی‌اش هم رفته بود
موهاشو کنار زدم

خم شدم سمتش

کنار گوشش پچ زدم
دختر کوچولو

آب دهنمو دیدم قورت داد

دلم میخواست دستی به سیبک گلوش بزنم

جوابمو نداد

نمیدونی من تا چه اندازه میتونم ترسناک باشم

مشت زد بهم
دوباره سر سخت شد .
_برو بابا آدم خوار نیستی که برا من وحشتناک وحشتناک میکنی

پوزخند زدم
آدم خوار؟

کم بود .

ولی لب زدم
_دقیقا همونم

دخترااااا گل روزتونننن مبااارک عشقاااااا بمونین براااام دورسرتون بگردم🥺🫀🫂💕🥰😘🥺🥳🥳🥳
دیدگاه ها (۳)

عه وا روز دختره‍ ،دختری که شب تا صبح با گریه سپری کرد ،دختری...

بگین بچه ها🥺🫀

بازی درخون 🍷🗡پارت نه🍷🗡دختره دست و پا زد ولش کنم تو دلم بهش ل...

بازی درخون 🍷🗡پارت هشت 🍷🗡با لبخند گفتم +کجا کجا خانوم خوشگله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط