- باشه ( براید استایل بغلش کردمو بردمش توی حموم و گفتم)
- باشه ( براید استایل بغلش کردمو بردمش توی حموم و گفتم)
- تا وقتی حموم نکردی حق نداری بیای بیرون
+آخه
- آخه نداریم
+ حداقل بزار لباسمو بردارم
- باشه
+ ( لباساشو برداشت و داشت میرفت تو حموم که گفتم)
- نینی کوچولو امشب ما خونتونیم
+ چی
- زنعمو زنگ زد ب مامان گفت شام بیاین خونه ما
+ آها باشه
- باشه چیه منظورم اینه که من میبرمت خونه
+ چیزه اممم خب باشه دیگه
- زود باش منم باید دوش بگیرم
+ باشه بابا اههه
.
.
.
ادمین : هر دو دوش گرفتن ( جدا جدا 😑) و تو راه بودن که کوک گفت
- من باید برم خونه لباسمو عوض کنم
+ خونه ی خودت ؟
- اره چند وقته کلا اونجام
+ آها
بعد از پنج مین ~~~
- خب رسیدیم بیا همراهم
+ ب.باشه
( پیاده شدن رفتن توی خونه )
- خب سلیطه خانم خونم چطوره ؟
+ واوو.. این .. فوقالعادست
- نظر لطفته نینی کوچولو
+ برو لباستو عوض کن دیگهههه
- یه لحظه صبر کن ( رفت از توی یخچال دوتا شیرموز در اورد )
+ بیا
+ هییییییییی کوکککککک مرسییییییییییی
- خودااا لوسسسس
+ ملسی
- خواهش میکنم نینی کوچولو
ادمین : کوک لباسشو عوض کرد و باهم رفتن خونه ات با همه سلام و احوالپرسی کردن و نشستن ات بین کوک و جیمین نشسته بود و تهیونگ کنار جیمین
+ جیمینا میگم تو نمیخوای یه فکری برای سینگلی خودت بکنی ؟
- ( اخم کرد )
جیمین : فعلا کیس مناسب رو پیدا نکردم
+ نچ نچ نچ نچ از تهیونگ یاد بگیر دو دقیقه ازت کوچیکتره الان کم مونده برگرده بگه دوست دخترم حاملست ( زیر گوشش گفت )
جیمین: ( زد زیر خنده و بلند بلند قهقهه میزد )
- ات یدقه بیا بریم بالا کارت دارم
+ باشه
- تا وقتی حموم نکردی حق نداری بیای بیرون
+آخه
- آخه نداریم
+ حداقل بزار لباسمو بردارم
- باشه
+ ( لباساشو برداشت و داشت میرفت تو حموم که گفتم)
- نینی کوچولو امشب ما خونتونیم
+ چی
- زنعمو زنگ زد ب مامان گفت شام بیاین خونه ما
+ آها باشه
- باشه چیه منظورم اینه که من میبرمت خونه
+ چیزه اممم خب باشه دیگه
- زود باش منم باید دوش بگیرم
+ باشه بابا اههه
.
.
.
ادمین : هر دو دوش گرفتن ( جدا جدا 😑) و تو راه بودن که کوک گفت
- من باید برم خونه لباسمو عوض کنم
+ خونه ی خودت ؟
- اره چند وقته کلا اونجام
+ آها
بعد از پنج مین ~~~
- خب رسیدیم بیا همراهم
+ ب.باشه
( پیاده شدن رفتن توی خونه )
- خب سلیطه خانم خونم چطوره ؟
+ واوو.. این .. فوقالعادست
- نظر لطفته نینی کوچولو
+ برو لباستو عوض کن دیگهههه
- یه لحظه صبر کن ( رفت از توی یخچال دوتا شیرموز در اورد )
+ بیا
+ هییییییییی کوکککککک مرسییییییییییی
- خودااا لوسسسس
+ ملسی
- خواهش میکنم نینی کوچولو
ادمین : کوک لباسشو عوض کرد و باهم رفتن خونه ات با همه سلام و احوالپرسی کردن و نشستن ات بین کوک و جیمین نشسته بود و تهیونگ کنار جیمین
+ جیمینا میگم تو نمیخوای یه فکری برای سینگلی خودت بکنی ؟
- ( اخم کرد )
جیمین : فعلا کیس مناسب رو پیدا نکردم
+ نچ نچ نچ نچ از تهیونگ یاد بگیر دو دقیقه ازت کوچیکتره الان کم مونده برگرده بگه دوست دخترم حاملست ( زیر گوشش گفت )
جیمین: ( زد زیر خنده و بلند بلند قهقهه میزد )
- ات یدقه بیا بریم بالا کارت دارم
+ باشه
- ۱.۳k
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط