۵ مین بعد

۵ مین بعد

ارسلان: دیانا... دیانا..... دیدم خوابه زدم کنار و موهاشو آروم آروم نوازش میکردم و هزار کیلو قند تو دلم آب میشد.... نمیدونم چرا اما دوست دارم دیانا همیشه مال خودم باشه دوس دارم باهام راحت باشه دوست ندارم کسی بهش نزدیک بشه اما نمیدونم چرا که نمیتونم بهش بگم حسمو یکمش به خاطر غرورمه که میترسم ابهت اربابه بودنم بره زیر سوال ..... هی ... ماشینو روشن کردم و رفتم به سمت شمال
( یک ساعت بعد )
دیانا: چشامو باز کردم .... وای آخ چقد گردنم درد میکنه آییی

ارسلان : چیزی شده
دیانا: نه نع خوبم
ارسلان: اوکی ....
دیانا: ببخشید ولی میتونم بپرسم که کی می‌رسیم؟

ارسلان: آره..... فک کنم یه ربع ساعت دیگه ... چرا

دیانا: اها مرسی..... هیچی همینجوری

ارسلان: خسته شدی ؟

دیانا: نع خوبم

ارسلان: اوکی
دیدگاه ها (۶)

Multi-Part: 1When you were pregnant, you went to the gym wit...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ Part...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چقدر گذشته بود اما هنوزم خیره به منظر...

P9 .MY GOOD MISTAKE.

Love in the Realm of Shadows. Part1*از تایم بیمارستان گذشته ...

فیک تهیونگ

My professorChapter:2Part:109"ساعت ۸:۴۵"لباسمو انتخاب کردم و...

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط