اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اما

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اما
وقتی یاد نجابت اسب افتادم
وقتی یاد وفاداری سگ و اون نگاه مهربونش افتادم
وقتی یاد نهنگ افتادم که به جفتش تا آخر عمرش وفادار می مونه
وقتی یاد شیر افتادم که اگر گرسنه نباشه ، شکار نمی کنه
وقتی یاد قو افتادم که غرورش رو خیلی دوست داره
وقتی یاد مرغ عشق افتادم که بدون جفتش میمیره
به خودم گفتم خیلی نامردیه تو رو به حیوون تشبیه کنم
دیدگاه ها (۲۲)

صبحایـے باید باشد ڪہ از سنگینے نگاه عاشق مڹ بیدار شۅے ڪہ خیر...

دلم گرفته تــو به مـن هیـچ دِینی نداریهیــچ …اگـر عاشقـت شـد...

پسر بغضش میترکہ میزنه زیره گریہ..دختره میگہ چرا گریہ میکنے ز...

خدایـــا....❢❢❢ بــازم شڪــرِت...❢❢نه ڪســـی دلِــ...

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اماوقتی یاد نجابت اسب اف...

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اما ... وقتی یاد نجابت ا...

انسانم آرزوست …

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اماوقتی یاد نجابت اسب اف...

اومدم بنويسم بعضي از آدمها خيلي شبيه حيوونها هستند اما ........

اومدم بنويسم بعضي از آدمها خيلي شبيه حيوونها هستند اما ........

اومدم بنویسم بعضی از آدمها خیلی شبیه حیوونهاهستند اما…..وقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط