پارت سیزدهمpart

پارت سیزدهم/part13
نمی‌دونم ساعت چندبود اما ادامه داشت..
هواهمچنان تاریک بود اما صداهایی میومد:
ناشناس:خواهش‌ می‌کنم ولم کن هرکاربگی می‌کنم من هرشب عروسک خیمه بازتوشدم!
جانگ‌کوک:چجوری بهت اطمینان کنم؟..ازکجابدونم نمیری لوم بدی بیب
ناشناس:همچین‌کاری نمی‌کنم قول میدم فقط خواهش می‌کنم..دیگه نمی‌خوام دردبکشم..فقط می‌‌خواستم بادختری که دوست دارم ازدواج کنم ولی اینجور بشه تنها راهم مرگه..
جونگ‌کوک : شایدبهت رحم کردم بهش فکرمی‌کنم
ناشناس:خیلی ممنون واقعا..هق
جونگ‌کوک:فعلا گمشو اتاق..!
تهیونگ:فال گوش وایساده بودم که با صدای کلید دومتر پریدم هوا و اره خودموزدم به خواب..
جونگ‌کوک: دروبازکردم و نگاهی انداختم..نبایدفرارمی کرد..روزمین‌ خشک خوابیده بود .
بغلش کردمو تواتاق کناری روتخت گذاشتمش..
درو قفل کردمو دورشدم‌.
تهیونگ: لای چشماموبازکردم..این کارا چی بود؟
نمی‌تونم درکش کنم! نگاهی به اتاق انداختم..ای..اینجا رو ندیده بودم!
منکه کل خونرو گشتم!نگشتم؟
شاید اشتباهی شده.. نباید می خوابیدم..بهرحال خونه یه مافیابودم
اما وقتی چشمامو باز کردم صبح شده بود..ازجام پریدم و موهامو تو مشتم فشردم
_ف.ا.ک نباید اینطوری می‌شد!!!
نگاهی به اطراف انداختم‌ کسی نبود..
.
جانگ‌کوک:دیشب چرا اونکاروکردم؟بااینکارا بدترفرارنمی کنه؟
خدمتکار:قربان..بفرمایید..
و شیر ریخته میشه رو پیرهن جونگ‌کوک جان-
جونگ‌کوک:یاااااااا..داری چه غلطی می‌کنی؟؟دستوپاچلفتی احمق..
خدمتکار:عذرمی‌خوام‌..خیلی ببخشید الان پاکش می‌کنم.
جونگ‌کوک: فقط گمشو بیرون..
خدمتکار:اما..
جونگ‌کوک:اخراجی گمشووو!
#BTS  #Army #Taehyung #V #Jungkook #Jimin #J_hope #Jhope #RM #Jin #Suga #Ho_seok
#بی_تی_اس #آرمی #تهیونگ #وی #کیم_تهیونگ #جونگ_کوک #کوک #کوکی #جئون_جونگ_کوک #رمان #جیمین #موچی #پارک_جیمین #یونگی #شوگا #گربه #پیشی #مین_یونگی #جیهوپ #جانگ_هوسوک #هوسوک #آر_ام #نامجون #کیم_نامجون #جین #کیم_سوک_جین #گی #مافیا #بلک_پینک #لیسا #جنی #رزی #جیسو
دیدگاه ها (۳۲)

پارت چهاردهم / part14خدمتکار : خواهش می‌..جونگ‌کوک: ازجاش بل...

پارت پونزدهم /part15 سریع برگشتم و با قیافه پوکر جونگ‌کوک مو...

پارت دوازدهم / part12تهیونگ : از درون ترس فراگرفته بود منو. ...

پارت یازدهم/part11تهیونگ : چشمامو بازکردم .. من کجام؟ خواستم...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۹از زبان اتداشتم همین طور کت و ش...

مامان کوک وقتی این حرف رو زد بهم خیلی ترسیدم از جونگ کوکبعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط