نمی دانم چشـــــــمــانتـــ با مــــــن

نمی دانم چشـــــــمــانتـــ با مــــــن
چـــه میکند
فقط وقتے که نگـــــاهم میکنے چنان دلـــ ـــ ـــم از شیطنــتـــ نگــــاهـــتــ مےلـــرزد
کـــه حـــــــس مے کنم چقــدر زیبــــــاست فـــــــــــدا شدن ...
براے چـــشـــــمـــهایے که تمام دنیــــــاےمــن است..
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۳بعد از اتفاقات دیشب، چند روز گذشت.من و تهیونگ دوباره ...

مهمونی پارت ۴۷

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

Forced MarriagePart 58چند ثانیه سکوت شدتهیونگ هنوز نگاهم می‌...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط