تکیه اش تا به آسمان ها بود

تکیه اش تا به آسمان ها بود

هیچ بادی تکان نمی دادش

در خیابان قدم که بر می داشت

هیچ دستی نشان نمی دادش

آن زمانی که شل گره می زد

روسری های عشوه را بر سر

سر به زیرانه گرچه می آمد،

بوق امّا امان نمی دادش

می خرامید و دلبری می کرد

باز آهوی خوش خیال امّا

در چراگاه چشم های هوس

هیچ گرگی زمان نمی دادش

تا به روزی رسان توکل کرد،

برِکت بین سفره اش گل کرد

شهوت تشنه ی شکم سیران،

وعده ی آب و نان نمی دادش

لب بلوار منتظر مانده،

کمی از قبل ها معطل تر

در عوض عشق و حال راننده

سفری رایگان نمی دادش

مثل هر روز باد می آمد،

بادهایی که بی حیا... امّا

گره اش سفت بود روسری اش،

هیچ بادی تکان نمی دادش...
دیدگاه ها (۳)

امیرالمومنین علی علیه السلام بهانه خدا برای افرینش بشر بود.

برگزاری مراسم جشن “حسین کشون” در ایران! شنیده شده که شب گذشت...

عارفی 30 سال مرتب ذکر می گفت: استغفر الله. مریدی به او گفت: ...

کسی چه می داند؛ شاید او هم به پدرش حسین(ع) رفته باشد که هر چ...

......پارت هفتم......

معامله p18درهای اتاق با عجله باز شد.چند پزشک وارد شدند و تجه...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

.....پارت ششم....

⚖وکیل من ⚖پارت ۱ — اتهام هوا رو به تاریکی می‌رفت.جنی پشت فرم...

جنگل نفرین شده پارت ۱

p20صبح روز بعد، تهیونگ زودتر از همیشه به بیمارستان رسید.تمام...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۶ بعد از دیدن نوشته ، هر هشت نفر به س...

قمار آخرقسمت سوم:خاموشیعمارت در تاریکی فرو رفته بود.لارا کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط