هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبای

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبایی اش می شد.
دستش را دراز کرد تا در اختیار بگیرد...
ولی خارها مزه درد را به او چشاندند تا دریابد
اگر حفاظی برای گل نبود، چنین با طراوت و زیبا نمی ماند.
دیدگاه ها (۳)

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

🍓 مشتری همیشگی🍰پارت ۹ | حسادت کوچکچند روز بعد، مرد جوانی وار...

.....پارت ششم....

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟏چند روز بعد، یونا به حضور پادشاه فرا...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

اینجا یه زره داستان بد میشه چیزی نی کوک فردا یادش میره

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۳ولنتینو «واکس گفت اگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط