یک عمر هر چه خواستی از آنها، تنها جوابشان به تو شاید بود

یک عمر هر چه خواستی از آنها، تنها جوابشان به تو شاید بود
آنها که هر چه خواسته اند از تو، قبلش همیشه حتماو باید بود

در کار تو همیشه نه آوردند، گفتی چرا؟ برای تو از قرآن
فی الفور استخاره گرفتند و مثل همیشه پاسخ آن بد بود

گفتند مردی و پدرت باید رویت حساب باز کند یعنی
در خانه هم وجود تو مفهومش یک منبع اضافه در آمد بود

بختت همیشه ثانیه ی آخر چرخید و پشت و رو به زمین افتاد
در زندگی برای تو خوشبختی آن روی سکه ات که نیامد بود

هر کس که زخم زد به تو پیش از آن دیدی که دوستانه صدایت زد
کم کم رسید کار به جایی که کابوس تو «سلام محمد» بود

این شعر را دوباره بخوان از نو شاید بهانه ای شد و خندیدی
قدری برای گریه بر احوالت درد و غم تو بیشتر از حدبود!

محمد رفیعی


دیگه محرم و نمیشه متن طنزبزارم ولی شما همیشه بخندین وشادباشین.
دیدگاه ها (۱۸)

یک ورزش ساده برای کاهش وزن.................................ا...

زنگ زدم 115میگه: آمبولانس میخواین؟ گفتم:پ نه پ پلیس 110 میخو...

دکتر شریعتی :امام حسین (ع) بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس...

"سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت"دانشگاه آزاد است!همان جا که سخ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖بعد از کافهمانیا و جیمین تصمیم گرفتن یه...

مهتاب قرمزپارت چهارمآن شب، بعد از حرف‌های موان، سکوت سنگینی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط