تو خوشبختی ...

تو خوشبختی ...
آن‌ هنگام که خورشید را به عمق هزارتویِ نگاهت میخوانی، سقف‌ها و سایه‌ها را پس میزنی و به تماشای پرواز پرندگانِ آزاد می‌نشینی .
آن هنگام که غم‌ها را گوشه ی بن بستی چال میکنی و با حالی خوش، روی برگ‌های خشکیده ی خیابانی پرسه میزنی،
جهان به طرز شگفت انگیزی زیباست!
حتی اگر این زیبایی به‌سانِ نیلوفری در محاصره ی مرداب باشد!
تو نیلوفر را ببین که جسورانه ایستاده، سکون و تاریکیِ مرداب را پس زده و آسمان و آفتاب را در آغوش میگیرد.
میبینی؟
می‌توان در نهایتِ اسارت، آزاد بود
می‌توان در دلِ بدترین‌ها بود و بهترین‌ها را ساخت
می‌توان مرداب را هم برای صعود، پله کرد. و در سیاهی و درد، ریشه داشت و به زیباترین حالت ممکن، به اوج رسید.
دیدگاه ها (۳)

تو خوشبختی اگررر

تو خوشبختی آن هنگام که خورشید را به عمق هزار تویِ نگاهت می خ...

هشتاد و هشت where are you کجایی به روایت زیحا:

محبوب خوش قلب من:💞😍🧿گمانم اگر تو را پیدا نمی کردم دیگر هیچوق...

حسن روشان

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

محسن رضایی در گفت‌وگوی ویژه خبری:آزادسازی حلب مانند آزادسازی...

تلویزونی که عامل شورش است!✍ ️یاسر عرب ✅ دلسوزان انقلاب در مق...

پس از شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ در روز دهم محرم سال 6...

#تکست_عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط