یه وقتایی خودتو دو قدمی آرزوهات میبینی

یه وقتایی خودتو دو قدمی آرزوهات میبینی...
کیف میکنی...
داری میرسی به اون
چیزی که همیشه میخواستی..
اما سرنوشت...
آخ از سرنوشت...
یهو سنگ هارا تندتند می اندازد
جلوی پایت و تو دورتر میشوی از آرزوهایت..
به جایی میرسی که آرزویی نمیماند
همه اش میشود حسرت..
دیدگاه ها (۱)

شایددیگر نباشممی خواهماز تو قول بگیرمشعرهایم رابرای خودت یک ...

مرگ ؛همیشه که نکشیدن ِنفس نیست !مرگ گاهی رویای داشتن ِکسی ا...

‌‌ #شراب نمی خواهممست نمی شومتو باش،ببین چطور #سراسیمه‌ی،دیو...

هوای دو نفره ،گاهی یک دوست را می طلبددوستی که پایه یتمام دیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط