P

P13🐣






میا«با درد خیلی وحشتناکی زیر شکمم از خواب پریدم سریع رفتم دستشویی خیلی حالم بد بود یکم بعد اومدم بیرون بی سر صدا طوری که داداش بیدار نشه دنبال مسکن میگشتم که بالاخره یه دونه پیدا کردم سریع خوردم و نشستم رو مبل اتاقم و زانو هامو تو شکمم جمع کردم جدا دردش خیلی بد بود نمیتونستم تحمل کنم سرمو گذاشتم رو زانو هام و چشمامو بستم منتظر بودم یکم دردم بهتر بشه بعد برم بخوابم داشتم از درد به خودم می پیچیدم یهو متوجه خیسی روی گونه هام شدم اصلا نمی‌دونم کی گریم گرفت همینطوری نشسته بودم که دیدم داداش داره بیدار میشه با عجله اشکامو پاک کردم که داداش یه موقع نفهمه گریه کردم




-میا؟
& اینجام داداش
-{بر میگرده سمت مبل و زل میزنه بهش} چرا بیدار شدی؟
& همینطوری
-گریه کردی؟
&نه
-میا؟
&خوب با درد خیلی بدی بیدار شدم و مسکن خوردم بعدم نشستم اینجا تا دردم بهتر بشه بعدش بیام بخوابم
-واسه ی این گریه کردی
&اوم
-الهی بمیرم برات بیا اینجا بیینمت{پتو رو میزنه کنار و میره اون طرف تر و برلش جا باز میکنه}
&{دراز میکشه رو تخت و تو خودش جمع میشه}
-کجات درد میکنه
& اینجام{با دست نشونش میده}
-کیسه ی آب گرم بیارم ؟
&نه
-پس بزار این کارو بکنم
&چی
-{از پشت بغلش میکنه و زیر شکمشو نوازش میکنه و ماساژ میده}
&{بی صدا گریه میکنه}
-میا...میا چرا داری گریه میکنی
& خیلی بد درد میکنه وقتی دست میزنی بدتر میشه
-آخ ببخشید {دستشو بر میداره}
&مهم نیست{اشکاشو پاک میکنه}
-الهی بمیرم برات میخوای بریم بیمارستان؟
&نه نمیخواد
- آخه میگی خیلی بده
&میتونم تحمل کنم الانم مسکن خوردم یکم بعد درست میشه
- مطمئن؟
&اوم
-باشه پس{سرشو می‌زاره رو سینه ی خودش و موهاشو میبوسه}
-بخواب
&نمیتونم اصلا
-اوف خیلی حس بدی دارم که تو اینطوری داری درد میکشی و هیچ کاری از دست من بر نمیاد
&نه نداشته باش تو هر ماری میکنی تا حال من خوب باشه
-من فقط میخوام تو بخندی
&داداش اینقدر خودتو ناراحت نکن من خوبم اینا همش طبیعیه و بعد یه هفته درست میشه
-خیلی اذیت میشی
&عوضش این نشونه ی اینه که بدن من نرماله
-خیلی راجب همه چی خوشبینی
&چاره ی دیگه ی ندارم








ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۶)

P14🐣-دخترم؟&اوم-بهتر شدی؟&نه{بغض}-الهی بمیرم برات بلند شو بل...

ایشون صمیمی ترین دوست من تو ویسگونه که از همون اولیا فعالیتم...

P18🐣یونگی«وقتی دیدم خوابش برد منم بلند شدم و رفتم اتاق خودم ...

P9🐣میا«با سنگینی روی پلکام از خواب بیدار شدم دیدم تو بغل داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط