بی تو مهتاب شبی ؛ باز از آن کوچه گذشتم

بی تو مهتاب شبی ؛ باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم ، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
یادم آمد تو به من گفتی ؛ ازین عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن ،
آب آیینه عمر گذران است ،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است ؛
باش فردا که دلت با دگران است !!
به تو گفتم : حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم !
..............................................
گزیده ای از شعر معروف کوچه اثر شاعر توانمند ایران فریدون مشیری
دیدگاه ها (۳)

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط