طٌ

طٌ
[دَݪیـݪِ آڔاݥِݜَݥ] @mamad.javad
یهو زد رو ترمز با تعجب نگاهش کردم گفت:موهاتو بزن تو
ترسیده بودم، حرصم گرفت، گفتم بخاطر این منو ترسوندی؟!
با اخم نگام کرد و گفت: مگه نمیبینی چجوری بهت زل زده؟!
دورو برم رو نگاه کردم، اخه ساعت سه شب کی تو جاده بود!!
گیج و گنگ  پرسیدم :کی؟!
گفت:اونا،ماهو ببین چجوری نگات میکنه!ستاره هارو‌نمیبینی چجوری زل زدن بهت!؟باد ُو نیگا چجوری دست میکشه لای موهات!
با لبخند نگاهش کردم و گفتم : اونا منو نگا میکنن، ماه من که فقط تویی
کلافه نگاهی به دور و انداخت و گفت: ببین، یا دست بادو کوتاه کن،یا چشم ماه و ستاررو بپوشون،وگرنه بلند میشم این شبه لعنتی رو روزش میکنم که نه ماهی بمونه، نه ستاره ای!!

💙 💙 ❤ ❤ ❤ 💋 💋 💑 💑

غــیـرتــی جـــــــــــانم 🙈 🙊 🙉
دوصت دآرم
💦 😻 💫
[ من حتی به اون سَقفیم
که تو بااون چشای لعنتیت بهش خیره میشی ومیری توفکرحسودیم میشه :) ]
دیدگاه ها (۴۰۳)

پارت ۱۷ «خواهش میکنم....هققق...یونگی آروم باش...هقق»نفس عمیق...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو ا...

یهو زد رو ترمز با تعجب نگاهش کردم گفت:موهاتو بزن تو ترسیده ب...

توچشماے مڹ.......👀 👀 فقط تو دیده مـیشــــــــــے........😍 😍 ...

@kaillyهمیشــہ تـو قلبـم مــےمونــے😍 ❤ ️ایـن حـرف و بــه هی...

چہ قشنگہ پسـری کہ نفسـت بہ نفسشـ بنده[😍 ] همونے کہ تمومـ زنـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط