بودنِ بعضی از آدما شبیه ساعت شنیه؛

بودنِ بعضی از آدما شبیه ساعت شنیه؛

داریشون، کنار خودت داریشون، توو دستات داریشون،
اما هر لحظه حجمِ نبودنشون زیاد و زیاد تر میشه،
و تو هیچ کاری از دستت برنمیاد؛ جز اینکه فقط تماشا کنی و ببینی کی آخرین دونه ی شن پایین میفته، آخرین بهونه ی بودن
بعد اگه هم بخوای ساعت شنی رو زیر و رو کنی
تا واسه چند لحظه هم که شده دوباره بودنشونو به دست بیاری؛ تازه میفهمی که فقط انبوهی از "نبودن" ها رو زیر و رو کردی


ناشناس:)
دیدگاه ها (۱)

خدا نیاورد روزی را که آدمیزاد در اوج تنهایی، یک چیز متفاوت ب...

می نشینیم و حرف می زنیم .. تو بی غرض و من نَه ! تمام احساسم ...

شما حواستون نبود!گوشیش که زنگ خورد، من دیدم دستاش میلرزه، پل...

قهر هم با تو خوش استامّـابرای آشتی...😘 🤗 #حسین_منزوی

زندگی پلیر قبل از پیروت پارت ۱

رمان؟عشق مثلثیپارت؟15جیمین:اخه چرا بیدارم نکردی؟ ا/ت:خیلی قش...

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط