خاطره و نوستالژی nazanin_saeedi 14195922

دیدگاه ها (۱)

آن که رفتنی است ، می رود ...با بهانه های کوچک و بزرگ ؛آن که ...

دختر کـه درد داشتــــخیلیـ ـحرفـ داشتــولیـ ـیهـ ـصدا از درو...

. اونـــے کـﮧ رفـــت …وقتــے بــﮧ اجبـــار برگشـــتدیگـــﮧ ن...

. .کاش می توانستمتمام قد رو به رویِ چشمانت به ایستم!نگاهت کن...

چقدر تو صف می ایستادن این پدر و مادرا برای شکر و روغن و.... ...

محفل هرکی خواست بیاد ☕☕

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط