میروی ای جان جانان ، تا کجا با ساز دل؟

میروی ای جان جانان ، تا کجا با ساز دل؟
باز هم شعر تــــو و درد من و آواز دل

تا کبوتر با کبوتر رقص دل آغاز کرد
در هوای دیدن تو ، باز هم پرواز دل

لحظه هایم را غزل پرداز کردی ای رفیق
مژده ای آور برایم ، بــــاز از آغاز دل

باز باران ، ساقه ی احساس ما را خیس کرد
بر فراز موج مـــوهای تو ، بارانـداز دل

سوختم از آتش تو ، باده ی تلخم دهیــد
بارها گیرم سراغت را ، من از طناز دل

من به یک لبخند زیبـا ، از لب تو قانعم
من بلطف طعم لبهایت ، کنم اعجاز دل

یکطرف سودای ما و یکطرف هرم لبت
با تنفس در هوای تو ، کنم ابـراز دل...
دیدگاه ها (۱)

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشقهم دعا کن گره تازه نیفزاید...

درد دیوانگی ما دو برابر شده استشاعری عاشق یک شاعر دیگر شده ا...

سکوتت سرد و سنگین است ، من فریاد میخواهم همیشه رقص موهای تو ...

.کفشهای تا به تا و وصله دار من کجاست؟خاطرات خوب و شیرین بهار...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 165♡⁠。⁠)⁩صبح نا...

when silence became a scream p27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط